كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
112
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
با يك شير است « 1 » . در گوشهء جنوب غربى ساختمان ، در i / پنج هنوز يك سنگ ايستاده و خود دارد ، كه 20 پا ارتفاع دارد . در قسمت بالاى اين سنگ سه سنگنبشته به چشم مىخورد « 2 » . شاردن اين سنگنبشتهها را خيلى ناخوانا رونويس كرده است . كمى پايينتر از اين سنگنبشتهها - باز هم در جايى نسبتا بلند - سنگنبشتهء D / چهارده قرار دارد . از ديوارهاى جنوبى و غربى چيزى جز يك پنجرهء كور و درگاه K / پنج « 3 » برجاى نمانده است . در اين درگاه دو نفر با نيزه و لباسى بلند ايستادهاند . در اين اتاق « 4 » از ديوار شرقى هم جز نيمهء يك سنگ بلند در h / پنج تقريبا چيزى
--> ( 1 ) . در اينجا شاه در حال مبارزه با شيرى است كه روى دو پا ايستاده است . شاه با يك دست كاكل شير را نگهداشته است و با دست ديگر دشنهاى به شكم او فرو برده است . تختجمشيد ، لوحهء 146 . ( 2 ) . در طرفين ايوان كاخ داريوش دو پايهء سنگى وجود داشته است ، كه از اين دو پايه ، پايهء غربى i / پنج هنوز پابرجا است و نيمى از پايهء شرقى ، بهطورىكه در لوحهء 126 ديده مىشود ، به داخل حياط افتاده است . سنگنبشتههايى كه نيبور از آنها ياد مىكند ، به دستور خشايارشا كنده شدهاند و به X . P . c . معروفند . تختجمشيد ، لوحهء B / 131 . اين سنگنبشتهها به سه زبان فارسى باستان ( بالا ) ، ايلامى ( وسط ) و بابلى ( پايين ) نوشته شدهاند . ترجمهء فارسى سنگنبشتهء فارسى باستان از اين قرار است : « خدا بزرگ [ است ] . اهورمزدا ، كه اين زمين را آفريد ، كه آن آسمان را آفريد ، كه مردم را آفريد ، كه شادى براى مردم آفريد ، كه خشايارشا را شاه كرد ، يك شاه از بسيارى ، يك فرماندار از بسيارى . من خشايارشا [ هستم ] . شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه كشورهاى داراى همه گونه مردم ، شاه در اين زمين بزرگ دور و دراز ، پسر داريوش شاه هخامنشى . خشايارشا ، شاه بزرگ گويد : به يارى اهورمزدا ، اين كاخ را داريوش شاه ، كه پدر من [ بود ] ساخت . اهورمزدا با خدايان مرا بپاياد و آنچه وسيلهء من كرده شد و آنچه وسيلهء پدر من داريوش شاه كرده شد ، آن را اهورمزدا با خدايان بپاياد . » ( 3 ) . منظور درگاه بين ايوان و پاسدارخانه سمت چپ ايوان است . نيزهداران نگهبانان پارسى كاخ هستند . ( 4 ) . منظور تالار اصلى كاخ داريوش است .